2777
2789
چطور مگه؟ اگه دوست داری تعریف کن


این پرستاره بهش نگفته بودم که چه بلایی سرم اومده فقط گفتم اشتباهی متادون خوردم.خیلی هوامو داشت هر روز برام سرم میزد برام داروهای تقویتی میگرفت آب هویج میخرید.اونقد باهام خوب بود یروز بهش اعتراف کردم که چه بلایی سرم اومده.میخواست بره بلایی سر اون بیشرف بیاره ولی نزاشتم.با اشک من اشک ریخت.از اونموقع منو هر روز میبرد طبیعت برام گل میخرید یا گل میچید.اصلا نفهمیدم چجوری باهم رل زدیم.حالمو خیلی بهتر کرده بود کنارش آرامش داشتم ولی یه روز همون رفیقم که بهم پیشنهاد داده بود بهم زنگ زد گفت آماده شو میام دنبالت باهات کار دارم.من گفتم باهات کار ندارم گفت یا میای یا میام فیلمتو به خانوادت نشون میدم.هرچی گفتم چه فیلمی نگفت.با خودم فکر کردم نکنه اون متجاوزگر ازم فیلم گرفته داده به این.ترسیدم با این جایی برم گفتم اجازه نمیدن.گفت بیا تلگرام رفتم با اکانت قفل طوری که نمیشد اسکرین شات گرفت حتی پیاما هر چند ثانیه پاک میشد پیام داده بود یا نود میدی یا فیلمتو به خانوادت نشون میدم.منم وقت خریدم رفتم با گوشی مامانم از صفحه چت عکس گرفتم بعد بلاکش کردم اونم کاری نکرد.روز بعد رفتم شمارهٔ بهترین استاد حقوقدان دانشگامون رو پیدا کردم...


نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

چطور مگه؟ اگه دوست داری تعریف کن


رفتم به استاد پیام دادم همه چیو با جزئیات و مدرک بهش گفتم حتی مظلوم نمایی هم کردم اونم گفت کمکت میکنم.شماره اونو ازم گرفت بهش زنگ زد اونو کشوند دانشگاه بهش گفت اگه یبار دیگه مزاحمم بشه کار به دادسرا و حراست کشیده میشه اینو خود استاد بهم گفت.حراست خیلی حواسش به من بود هرجا میرفتم دنبالم میومدن.حتی حواسشون به اونم بود.همکلاسی بودیم ولی هروقت کلاس میرفتم منو میدید پا میشد میرفت حای از مار کردن تاتر تو دانشگاه به کل تعلیق شد.اون رلمم که باهم خیلی خوب بودیم بخاطر وضع مالی و اعتیاد بابام که یروز تو درد و دل بهش گفته بودم ولم کرد گفت ما نه فرهنگمون بهم میخوره نه مالی نه رفتاری و...خیلی دلمو شکوند کات کردیم.بعد یه مدت وقتی منتظر بودم کلاسم شروع بشه یکی اومد پیشم نشست گفت میشه با هم آشنا بشیم گفتم نه.رفت دوست دختر رفیقشو فرستاد اونم با دوز و کلک شمارمو گرفت اون روز هم دیدن بیکارم به کافه دعوتم کردن رفتم با پادرمیونیه اونا با اون پسره اوکی شدم.رابطمون خیلی خوب بود.تا اینکه یروز گفت م.ش.ر.و.ب بیارم خوش بگذرونیم گفتم بیار ولی تاکید کردم که بریم کافه یا طبیعتی ولی همون روز تو کل شهر دور زدیم غذا گرفت خوراکی گرفت حتی رفت کلید گرفت پرسیدم این کلید چیه ولی جواب نداد تا اینکه جای خونه ای پارک کرد گفت اینجا امن تره منم گفتم چون رلمی بهت اعتماد میکنم ولی وقتی م.س.ت کردم فهمیدم داره لباسامو درمیاره ولی توان مقاومت نداشتم با اینکه از گذشتم مو به مو با خبر بود گریه هامو نادیده گرفت بهم تجاوز کرد....

رفتم به استاد پیام دادم همه چیو با جزئیات و مدرک بهش گفتم حتی مظلوم نمایی هم کردم اونم گفت کمکت میکن ...

وای نههه واقعیه اینا؟

بعد یه سوال چجوری وقتی با یکی رابطه داشتی و فکر میکردی حامله ای بعدی که تجاوز کرد بکارتت رو از دست دادی؟؟؟

دردی که انسان را به سکوت وا می‌دارد بسیار سنگین تر از دردی است که انسان را به فرياد وامی دارد…و انسان ها فقط ب فریاد هم می رسند…نه به سکوت هم…!
چطور مگه؟ اگه دوست داری تعریف کن


بعدش که به خودم اومدم خیلی عصبی و ناراحت بودم ولی اومد جلوم پام زانو زد گفت من خیلی دوستت دارم من قصدم ازدواجه من لاشی نیستم و...منم باورش کردم و باهاش موندم.وای بعد ها با همین قصد ازدواج و اینکه منکه دیدمت بارها ازم سواستفاده کرد.یروز بهم زنگ زد بی دلیل بهم گفت دیگه نمیتونیم باهم باشیم نمیتونم با گذشتت کنار بیام.قرار شد روز بعد ببینمش حتی به رفیقش و دوست دختر رفیقشم زنگ زدم اونا تحقیرم کردن که نباید صدتو میزاشتی حالا اگه هم داره میره تقصیر خودته بالاخره پسره حق داره ازت خسته میشه.روز بعد با چاقو رفتم تا اگه ترکم کرد خودمو بکشم.تو ماشین بودیم که باز با حرف دیگه شوکم کرد گفت من و دختر خالم از کوچیکی نشون شده ایم و مامانم اصرار داره برم خواستگاریش.گفتم پس من چی چرا وقتی از خودت مطمئن نبودی باهام رابطه داشتی چرا بهم قول ازدواج دادی چرا با روح و جسمم بازی کردی هیچی نمیگفت فقط گفت متاسفم منم چاقو رو برداشتم خواستم خودمو بزنم ولی بزور از دستم گرفت منو رسوند دانشگاه چاقو رو هم اونجا انداخت بیرون.روز بعد از حراست دانشگاه بهم زنگ زدن احظارم کردن.رفتم مثل مجرم ها ازم بازجویی کردن که چرا چاقو داشتی گفتم من نبودم وقتی گفتن بریم اثرش انگشت بگیریم گفتم آره داشتم ولی بیشتر از این نگفتم چون فکر میکردم اکسم ازم شکایت کرده ولی اونا گفتن تو دوربین دانشگاه مشخصه.منم فقط گفتم ما قصد ازدواج داشتیم ولی اون گفت قصد ازدواج با دختر خالش رو داره منم قصد خودکشی با چاقو رو داشتم و بسیار پشیمونم حتی تو برگه هم نوشتم.این موضوع گذشت...

وای نههه واقعیه اینا؟بعد یه سوال چجوری وقتی با یکی رابطه داشتی و فکر میکردی حامله ای بعدی که تجاوز ک ...


آره🫠عزیزم با رل اولم رابطه از عقب بود اونم خیلی اصرار کرد تا قبول کردم.چون منی به واژن برخورد کرده بود همینطور پریودیم عقب افتاده بود بی بی چک زدم مثبت شد نگو این ایرانی ها الکی نشون میدن

بعدش که به خودم اومدم خیلی عصبی و ناراحت بودم ولی اومد جلوم پام زانو زد گفت من خیلی دوستت دارم من قص ...

حراست چطور جزئیات رو با دوربین دیده!؟ کسی بهشون نگفته بود؟

شب است و هرکسی، به تعلقی گرفتار

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792