بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خلاصه میگم برای اولین بار با پسری رل زدم باهم رابطه داشتم پریودیم عقب افتاد رفتم بهش گفتم ازم فرار میکرد.ما دوتا رفیق مشترک داشتیم که پسر بودن بهشون گفتم.بهم کمک کردن با اسم و فامیل فیک رفتم پیش ماما سونو نوشت باردار نبودم.همون روز جواب برگه سونو کوبیدم بهش باهاش کات کردم.عاشق همین رفیقم شدم.بعد یه مدت بهم اعتراف کرد که دوستم داره منم گفتم.یرپز دوستم ازم کمک خواست تا خیانت رلشو بهش بفهمونم منم با پسره تو پارک قرار گذاشتم قصدم فقط کمک به دوستم بود ولی همکار رلم منو دید رفت بهش گفت اونم ازم فاصله گرفت.بعد چند روز دیدمش گفتم سوتفاهم شده خیانت نکردم.اون گفت من از اول تورو برای س.ک.س میخواستم برای همین کمکت کردم اگه میخوای بمونم باید بهم تن بدی من قبول نکردم حتی ازش متنفر هم شدم.رفتم به تمام دوست و همکاراش گفتم که بهم پیشنهاد داده همینطور پیشنهاد پسری که مدت ها پیگیرم بود قبول کردم بهم گفت فردا هفت صبح بیا مغازم تا باهم آشنا بشیم من رفتم ولی درو قفل کردم بهم تجاوز کرد دخترگیمو گرفت بعدش هم چون درد داشتم به قصد کشتنم به زور بهم قرص متادون داد.سرگروه رشتم قبلا شماره رفیقش رو بهم داده بود تا در مواقعی که خودش در دسترس نیست از اون کمک بخوام.پسره پرستار بود بهش زنگ زدم تو شیفت بود.اومد دنبالم منو برد اورژانس حتی بجای من آزمایش ادرار داد منم بدون اینکه بستری بشم یا به خانوادم خبر بدن بعد چهار پنج ساعت مرخص شدم....