من شوهرم خیلی به خواهرش میرسه و زیاد میاد خونه ما مدرسه میره و نوجونه ، شوهرم همیشه به فکر خواهرشه و میگه غذای مورد علاقش و بپز و یه جوری هست که خواهرش دوست نداره ما بچه دار بشیم خودش و بچه شوهرم میدونه و من جدیدا دارم ازش متنفر میشم یبار باردار شدم و سقط شد همش چشمش دنبال شکمم بود نمیدونم خرافاتی ام یا چی ولی حس میکنم همش چشم های اون بود ، من همه چی زندگیم عالیه و فقط مشکلم این دختره و واقعا نمیدونم چیکار کنم دارم روش حساس میشم
من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:
نترس ،حقته اگه برادر شما میاومد و میگفت دوستش دارم همین شوهرت و خوانودش باهات برخورد میکردن ،به پدرت بگو که باهاشحرف بزنه بگو راحت نیستم ی دختر جوون اینجاست ،وقت و بی وقت یک بار برا همیشه تکلیف رو روشن کن ،اصلا معنی نداره
منم سالها پیش همین مشکل داشتم ،بعدها فهمیدم همون اول باید تکلیف روشن کنی ،چون فقط این نیست ،بعدها موقع ازدواجش و جهیزیه خریدن و همه چی آزارت میدن ،جنگ اول ،به از صلح آخر ،حتما بگو