2777
2789

سلام. خاطره زایمانم رو کامل تایپ کردم فقط باید بذارمش. پسرمم خوابوندم امیدوارم فعلا بیدار نشه. ولی اگه شد از قبل معذرت میخوام. لطفا صبوری کنید کم کم میذارم.

زایمانم سخت و پر دردسر بود پس لطفا باردارهای حساسی که از زایمان طبیعی میترسن نیان. 

اینم بگم من تو دوران عقد بدون اینکه تصمیم داشته باشیم خیلی زود باردار شدم اوایل که فهمیدم میخواستم بچه رو نگه ندارم خیلی تلاش کردم دارو گیاهی خوردم و فعالیت سنگین کردم ولی خدا خواست بمونه و شوهرم نیمه ی تلاشام منصرفم نکرد و اجازه نداد و بچه موند.

من تا مدتی به خانواده خودم نگفتم باردارم چون از برخوردشون می ترسیدم اما وقتی پسرم دنیا اومد نفس و عزیزم همه شون شد.دوران بارداری از نظر روحی خیلی اذیت بودم و عذاب کشیدم اما از نظر جسمی عالی بودم و حتی یه بار هم تهوع یا ویار نداشتم و اصلا برام سخت نبود. 

حالا بریم سراغ خاطره ی زایمانم :

            

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

چندسالته و چندوقته ازدواج کردی و چه مدت عقد بودی؟

اگه خدا بخواد تیکر عروسیمه..خیلی مشکل داریم هرکی امضامو دید یه صلوات مهمونم کنه تو این تاریخ عروسیمونو بگیریم و راحت شیم.اجرتون با آقا امام زمان(عج)💔

صبح شنبه روز 11 آذر من دیگه 39 هفته ام داشت تموم میشد و احساس میکردم چیزی به اومدن نی نی نمونده. با همسرم صبح زود از کرج راهی بیمارستان یافت آباد تهران شدیم که هم یه چکاب بشم هم ببینیم شرایط بیمارستان برای زایمان چطوره. یه جورایی دلمون میخواست اگه بشه تهران زایمان کنم تا بچه مون مثل پدر و پدربزرگش شناسنامه ی تهران داشته باشه.

تعریف این بیمارستان رو شنیده بودم و از اونجایی که قصد داشتم بیمارستان دولتی زایمان کنم یکی از گزینه هام بود. 

            
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز