امروز ۱۴۰۵/۵/۵هست
دختری هستم با هزار تا مشکل و دارم امتحانات نهایی ام رو میدم که همه اش رو خراب کردم با اینکه کلی درس خوندم و تاصبح بیدار موندم و کلی مشکل و گرفتاری و آبروریزی برای خانوادم پیش اومده و وزنم بالاست و ۸۵ کیلو ام و به احتمال بسیار زیاد امسال کنکور قبول نمیشم و به نتیجه دلخواهم نمیرسم ... کسی که دوستش دارم و خودش یک زمانی شیفته ام بود هیچی بهم نمیگه .. و رفتارای عجیبی باهام داره و هیچ نتیجه ای نمیتوان گرفت و این در حالی هست که همه دوستان امتحاناشون رو خوب دادن و میرن دانشگاه و زندگی من روز به روز بدتر میشه و نفرت انگیز تر و هیچ پیشرفتی ندارم ... همه طلاهامو از دست دادم و افسردگی شدید دارم ..
و این ها رو دارم یادگاری برای ده سال دیگه ام مینویسم که وقتی ببینم پیشرفت کردم کیف کنم
سال ۱۴۱۵/۵/۵ دیگه نوجوون نیستم یک خانم جوانم دیگه درگیر کنکور و درس نیستم انشالله خانم دکتر یا دبیرم و پدر و مادرم خیلی خوشحالن داداشم ۲۲ سالش میشه و مردی برای خودش و منم احتمالا ازدواج کردم و بچه دارم شایدم نه و برای خودم ماشین خریدم و خونه مونو ساختیم و ماشین مدل بالا تر خریدیم ونمیدونم ایا به اون کسی که از بچگی دوستش دارم میرسم و بهم اعتراف میکنه یا نه کس دیگه ای رو در قلبش جا میده ..... آیا وضعیت فامیل چی میشه ایا مشکلاتمون حل میشه
ایا خانم دکتر شدم ؟یا دبیر؟
ایا عشق بچگیم چیزی بهم گفت و رفتارهایی نشون داد؟
ایا با کس دیگه ای ازدواج کرد؟