تروخدا بچه هاتونو تربیت کنین ،بخدا خسته شدم ۴ روزه مهمان دارم،دختر ۶ سالش دیگه دیوونم کرده خیلی فضول و بی تربیته
از بس پشت سرش رفتم و جمع کردم دیگه ازش متنفر شدم
مامانش هم هست بهش نمیگه بشین
تازه جارو زدم ،مثلا رفته دریخچالو باز کرده اومده سالاد درست کرده انگار نه انگار جارو زدم
الان وقت نهاره ،نون پنیر و خیار اورده همینجور داره لقمه میگیره راه میره و میخوره
روزی ده بار در یخچالمو باز میکنه ،فریزرو باز میکنه با دستای نشستش به همه چیز دست میزنه
رژلبامو از بس محکم کشید به لبش دوتاش شکسته،مدادامو همه رو تراشیده و ریخته اونور اینور هی پا میره روشون فرشا هم رنگ روشنن میان رو فرش
با رژلب روتختی رو خط خطی کرده ،سالادشو اورده رو تخت خورده الان اومدم چقد سس و خیار و اب گوجه رو تخت ریخته
کل اسباب بازیا رو زمینه میدونه هم الان علاوه بر خودشون مهمون دارم
تو خونه همش با دوچرخه ی بچم میره و میاد و هزارتا حرف هم بار بچم میکنه
میگم جمع کنین به بچم میگه تو جمع کن
میگم نریز میگه این ریخت اخه اینکه هر روز همینجاس چطور هر روز نمیریزه
یه سرنگ از کیف مادرش برداشته هی پر میکنه هی هر جا دلش میخواد خالی میکنه.
کاش مادرا بدونن ما زن دایی ها،خاله ها،عمه ها و زن عموها عاشق بچهاشون نیستیم ،تا میان خونه هامون یکم رعایت کنن
من جرات ندارم یدیقه بشینم تو اشپزخونه حتی،میگم با دوچرخه میاد میزنه بهم خودم.
بخدا خسته شدم😭😭😭😭