2777
2789
عنوان

یچیزی بگین لطفا

178 بازدید | 27 پست

بالاخره مامانمو راضی کردم.فردا با مادرجونم میره پیش دعا نویس.تا خیالم راحت بشه چون قبل از اینکه تو خونمون جنگ و دعوا بشه من یه خواب دیدم.خواب دیدم که خالم بهم یه کرم پودر داد جلوی آینه بودم وقتی به صورتم زدم پوستم کدر و بسیار زشت شدم.خالم چندین ساله پدر و مادرمو جادو میکنه تهمت نمیزنما چندین نفر گفتن.بعد یکیش این یکی دیگه هم تازگیا با آقایی که موکل شیطانی داشت و این و اون رو طلسم میکرد چشم سومش باز بودا خیلیم قوی بود.به گفتهٔ خودش تو دنیای ماورا درجهٔ 13 ام رو داره قطع ارتباط کردم.این آقا منو میخواست هزار بار حرف ازدواج زده بود ولی من با یه بهونه ارتباطمو باهاش قطع کردم میترسم بخت و اقبالمو کلا ببنده چون یبار خودش گفته بود با دخترایی که قبلا باهام بودن و بهم خیانت کردن یا دلمو شکوندن کاری کردم که تا آخر عمر مجرد بمونن.

منکه میدونم یچیزی هست ولی ایشالله که خیره.اگه خدا هوامو نداشت اصلا به فکرمم نمیرسید.

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

کار خوبی کردی راضیشون کردی برن پیش دعا نویس

هر روز آیت الکرسی بخون اسفند دود کن نذر بده و بزار اذان با صدای بلند تو خونتون پخش بشه

خیلی برای تاثیر نگرفتن جادو و جنبل جوابه

شما با دعا نویس دوست بودین؟


آره متاسفانه🤦

ولی گولم زد.اون اولا میگفت من رحمانی کار میکنم ولی بعد اعتراف کرد که شیطانی کار میکنم.هر شب میومد تو خوابم از همه چی روزمرگی هام باخبر بود.

مادرت رفتن کار درستی کردن پس خیالت راحت باشه

خواب فقط یه خواب بوده و ربطی به واقعیت نداره

اونی که بخت میبنده فقط خداست نه هیچ آدم دیگه

حرفهای اون آقا برای ترسوندن تو بود چون نپذیرفتیش

حالا که ارتباط رو قطع کردی دیگه اثری ازش نمیاد

توکل کن به خدا و به دعای مادرت مطمئن باش

آقا هستم

کار خوبی کردی راضیشون کردی برن پیش دعا نویس هر روز آیت الکرسی بخون اسفند دود کن نذر بده و بزار اذان ...


چشممم.فقط استرس دارم.چون من و مامانم با بابام کلا قهریم فردا هم قراره به بهونه اینکه خونه مادرجونم ناهار دعوتیم برن پیش دعانویس میترسم سر ظهر اجازه نده ما بریم.فقط فقط فقط از خدا میخوام اگه به صلاحمه فردا هیچی مانعمون نشه🥲

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز