خواهر شوهرم ، شوهر خیلی پولدار و ایشون دست به سیاه سفید نمیزنه
ولی همیشه به من حسادت میکنه که سرکار میرم
ولی حقیقت رونمی بینه که اون نشسته زیر باد کولر هرچی دستور بده اقاش میخره براش و هرچقدر پول بخواد طلا بخواد شوهرش براش میخره و هرجا بخواد میره و همش دور دور و لباس جدید طلای جدید و ...خونه ی بالا شهر اونم چه خونه ای
تازه همیشه هم به من میگه خوشبحال تو که شوهرت همراته توی بچه داری کمکت میکنه
نمیدونم چرا خوبی های شوهر نمیبینه و چشمم به زندگی داغون منه 🫡😐
منم همیشه عین خولا فقط نگاش میکنم