اونی که دوسش دارم رل زد
حالا بماند که شرایط ما خاصه ...
ولی هیچوقت فکرشم نمیکردم که به یکی جز من فکر کنه
و کلا نمیدونم دارم با خودم چیکار میکنم نمیدونم شوخی شوخی جدی شد اصلا ازش وایب خیلی خوبی میگرفتم فکر نمیکنم اصلا بخوام غیر اون به کسی فکر کنم ولی تهشم رفت با یکی دیگه ولی هنوز باهاش در ارتباطم
ولی این حس پوچی درونمه
انگار تو رویا باهاش زندگی میکردم حس کسی رو دارم که بهش خیانت شده
خودمم زندگیه درست و حسابی ای ندارم اونو اینقدر بزرگش کردم برای خودم که الان اینجورم
حرفا رو قولا رو آدما رو زیادی جدی گرفتم
دو روز هست که نخوابیدم و هر چیزی میخورم حالت تهوع میگیرم هیچکس حال منو نمیفهمه هیچکس...