پسره از همون سن کمم منو میخواست پسر همسایه .
من ازدواج کردم جدا شدم بازم اومد خواستگاری خیلی پیگیر بود به خاطر حرف بزرگ تر ها قبول کردم بیاد خواستگاری
بهش گفتم خونه باید به نامم بزنی قبل عقد مهریه ۱۳۷۵ تا سکه میخوام حق طلاق و حق حضانت فرزند و حق اشتغال.... همه چی میخوام
حق نداری به من بگی کجا میری کجا نمیری خونه من هیچ کاری انجام نمیدم
خیلی چیزهای دیگه . من این شرط ها رو گذاشتم که خودش پشیمون شه
فکر کنم شب خوابش نبرده بود ۶ صبح مامانش اومد گفت پسرم میگه من نمیتونم این شرایط قبول کنم و از پسش بربیام
رفته به پسر عموم گفته دختر عموت خیلی پرتوقعه 😒