دیدم خوشم نیومد خیلی
پریناز ایزدیار خیلی رومخ بود و بد گریه میکرد، انگار تو چشاش یه چیزی ريخته بودن به زور اشکش در میومد،خیلی ام بی منطق بود
خواهره چقد عوضی بود
البته میگن اونروز که با حمید رفته بوده سر خاک پسره، حمید گویا بهش تجاوز میکنه و حامله میشه مجبور میشه باهاش ازدواج کنه، اما این قسمتشو حذف کردن