ب کجا فرار کنم. ی مادر دوقطبی ی شوهر لوس و پرتوقع و بی مسیولیت که منو مجبور کرده با پدر و مادر روانی و عقده ای و فضولش تو ی ساختمون زندگی کنم. خودمم ی شخصیت وابسته ایثارگر که تا همین چن وقت پیش کل درآمد و زندگیم زیر دست شوهرم بود فقط برا حفظ زندگیم. بی هیچ تشکر یا محبتی. خسته ام. هیچ جایی نیست که من بتونم با ارامش بی دخالت و نظر دادن دیگران ی غذا برا بچم درست کنم . ی هفتس خونه مادرمه الان رفته تو فاز مانیکش و رفته قابلمه بچمو با سیم اینقد کشیده که کفش داغون شده. خونه شوهرمم نمیتونم ی لباس بچه رو بی دخالت دیگران رو بند بندازم. خسته ام. فقط ی جایی میخوام برا ی زندگی اروم برا خودم و بچم