2777
2789
عنوان

خواب عجیب

36 بازدید | 2 پست

دیشب خواب دیدم خانه مان بابای کوه هست و شب و طوفان بود. از پنجره بیرون رو نگاه میکردم یهو دیدم خانه مثل قطار راه افتاد سمت دره . یه ترمز دستی بود برای خانه کشیدم ولی شکست و یهو خانه افتاد ته دره قبل اینکه زمین بخوره بیدار شدم

چقدر خواب بد و عجیبی بود

منم امتحان داشتم خواب رفته بودم تو خواب دیدم نصف کتابو خوندم با اینکه نخونده بودم بعد سر امتحان درست جواب دادم بعد هر چی فکر کردم دیدم اون روز فرجه رو خواب بودم و کتاب رو تو خواب خوندم

خیلی عجیب بود واقعا

《 نمیدونم چرا چادر رو سر منه فشارش رو بقیه 》من هیچی از خودم رو واضح نمیگم که شناسایی نشم پس تو تاپیکام حرفای ضد و نقیض زیاده

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز