اخ دلم داره می ترکه اخ مادر گلم امشب بدون بچه هات زیر خاکی چطوری دلشون اومد اون سنگهای داغ رو گذاشتم رو بدن درد کشیدت؟ اخ چطوری رفتی؟ مگه میشه؟ مامان کجایی عزیزم؟ مامان کجایی ؟ مامان دیروز آب گرفتم رو دستات دست و صورتت رو شستی اخ مادر کاش دستاتو بوسیده بودم مادر کاش بخاطر اینکه گیره زیر روسریتو باز کردی غر نزده بودم مادر کی میدونستم نیم ساعت بعدش تو این دنیا نیستی می میدونستم برای آخرین بار بهت میگم مامان ، نگام می کنی میگم صبحانه میخوری با اشاره سرت بگی نه و تمام ، الهی دخترت بمیره برای دستای سوراخ سوراخت برای درد دیالیزت برای درد شکستگی پات، الان زیر خاکها پات خوب شده؟؟؟؟ اخ مادرم اخ نفسم دلم داره می ترکه میگه میشه تو سه دقیقه بری؟ مامان تو که طاقت تنهایی نداشتی الان چکار می کنی قربونت برم؟ تو رو خدا براش صلوات بفرستین