یه داستانیم بود که ماهی به آب میگه دوستت دارم آب میگه ولی من باید برم ماهی میگه اگه بری میمیرم آب با غرور تنه ای به ماهی میزنه و میگذره میره دنبال موج میره سمت موج موج وقتی پسش میزنه با دل شکسته بر میگرده پیش ماهی ولی ماهی در نبود آب مرده من برای او او برای آن
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
قاضی با وکیل زمین تا آسمون فرق داره قاضی کارش قضاوت هست قاضی دسترسی و ازادی داره برای صدور حکم ولی و ...
عزیزم من هیچ کاری با صدور حکم و این چیزا ندارم این شغلشونه اتفاقا خیلیم خوبه کلی زحمت کشیدن به این درجه رسیدن. منظور من اینه که کثافتکاری داخل کارشون زیاده اعم از اینکه داخل دفتر کارشون با صدجور ادم سروکار دارن و انواع اقسام زنا و خانمای مختلف برای پیش بردن کارشون کلی به این وکیلا و قاضیا باج میدن و عشوه میریزن و... اگر طرف ذاتش خوب نباشه قطعا پاش میلغزه