2777
2789
عنوان

شهریار 🍂

20 بازدید | 0 پست

شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودم


به جلد رهگذر اما در انتظار تو بودم


نسیم زلف تو پیچیده بود در سر و مغزم


خمار و سست ولی سخت بی قرار تو بودم


همه به کاری و من دست شسته از همه کاری


همه به فکر و خیال تو و به کار تو بودم


خزان عشق نبینی که من به هر دمی ای گل


در آرزوی شکوفائی و بهار تو بودم


چو لاله بود چراغم به جستجوی تو در دست


ولی به باغ تو دور از تو داغدار تو بودم


به کوی عشق تو راضی شدم به نقش گدایی


اگر چه شهره به هر شهر و شهریار تو بودم

گاهی دلم میخواد دوباره یه بچه کوچک باشم، زانوی زخمى راحتتر از قلب شکسته خوب میشود.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2838
2834
2835
2108