من در حدی که اطلاع دارم پاسختو میدم ولی بدون که منم یه ادم ساده ام با اطلاعات محدود .....
به این سوالت از جهات مختلفی میشه نگاه کرد . هر اتفاقی در این عالم فقط یک بعد و یک تاثیر نداره که ما بخوایم ساده و یک بعدی بهش نگاه کنیم به یکی داد به یکی نداد . به اون که داد چی شد ایا اون از پس امتحان داشتن این نعمت بر اومد ؟ ایا داراییش رو در راهی که خدا و دین می پسنده خرج میکنه ؟ ایا اخرتشو با مشغولیت به این مال از دست نداد ؟ ایا امتحانای سخت تری نگرفت مثلا یه غصه ای که هیچ وقت تمومی نداره ؟ یا به اون که نداده چی ؟ ایا واقعا بدبخته چون به ظاهر قدرت مالیش کمتره ؟ ایا از دل همین فقر ایمان بیشتری به خدا پیدا نکرده ؟ ایا مثلا به جای این کمبود مالی یه زن سازگار یا بچه های خوب و با اخلاق نداره که زندگیش سرشار از ارامش باشه؟ حالا از یه جهت دیگه هم میشه نگاه کرد ماجرای همون آبکش که میگیریم زیر آبشار این که ما چقدر پذیرش جذب نعمت داریم . خصوصا در بحث مالی بی نهایت حدیث داریم که برکت مال چه جوری ممکنه از دستمون بره مثلا یکیش نا رضایتی پدر و مادر . رد کردن فقیر و نیازمند ... باز یه جهت دیگه هم داره گاهی به مصلحت ما نیست در تاریخ و احادیث این مثال هم زیاده مثلا کسی زمان پیامبر یار مطیع بوده و دائم نفر اول صف مسجد هی به پیامبر میگفته دعا کن مالم زیاد بشه پیامبر اول قبول نمیکردن بعد اصرار زیاد دعا میکنن به حدی میشه که از شهر میره بیرون زندگیشو به پا میکنه که صدای اذانم نشنوه . یا مثلا شخصی به امام معصوم میگه دعا کنید مال من زیاد بشه . بهش میگن حاضری مالت زیاد بشه ولی محبت ما از دلت بیرون بره میگه نه اینجوری باشه نمیخوام . میگن پس تو همین الان هم کم ثروتی نداری . ما اگر ملاک نگاهمون رو بذاریم همین دو روزه فانی دنیا که تازه از اخر و عاقبت خودمون و اونایی که تو ذهنمون مقایسه میکنیم هم خبر نداریم اسیر این فکرای سطحی میشیم ولی هر چی بیشتر تلاش کنیم توکل و اعتماد قلبیمون رو به خدا بیشتر کنیم افق نگاهمون هم وسیع تر میشه .وقتی نگاهمون به وسعت اخرت باشه دیگه این کم و زیاد دو روزه دنیا فکرمون رو مشغول نمیکنه . بنده اگر خدا رو علیم و حکیم میدونه یعنی میپذیره که اون اول و اخر و طاهر و باطن همه چیزو همه چیزو یعنی کل عالمو یعنی کل ادمایی که از یه اتفاق اثر میگیرن یعنی همه چیزو میدونه پس وظیفه من بنده در درجه اول سعی و تلاش در جهت درست و حلاله . نه که تنبل بشینیم بگیم خدا بفرست . تلاش برای اهدافمون باید باشه ولی نتیجه رو بده دست خدا . خدایا دادی ممنونتم ندادی بازم ممنونتم حتما یه حکمتی توشه . یقین کن قلبی با پذیرش کامل که خدایا باشه تو حکیمی تو خدای منی حتما مصلحت من توش،نیست .
اوج این پذیرش و این نوع بندگی در ائمه دیده میشه و اوجش در ائمه در امام حسین .دعای امام حسین توی گودال قتلگاه بعد اون همه بلا و رنج چیه ؟ الهی راضیم به رضات تسلیمم به امر تو معبودی غیر تو نیست . این نگاهه که حضرت زینب میگن من جز زیبایی ندیدم . اینا قصه نیست که ما محرم تا محرم بشنویم اینا درس یه عمر زندگیه. ببخشید طولانی هم شد