از نامزد ک عشقم بود هیچ شانسی نیاوردم چشمام کور گوشام کر زبونم لال شده بود ی ادم بددل بددهن دست بزن در حد مشت لقد ب دست بازو ادم حساس گیر قهر قهرو دیکه خسته شدم یکم ارایش کنم میگه تو دنبال پ. تیاره بازی هستی خسته ام خسته حتی نمیتونم تو خونه خودمون تاب شلوارک پام کنم حتیی پیش خودش ولی دیگه گوشم کر شده از حرفاش چشمام باز شده قلبم مثل قبل براش نمیزنه انگار منی ک دلم تنگ این بشر بود دیگه دلم ک هیچ قلبمم یادش نمیکنه ادمی شدم کینه ای لجباز مغرور دیگه دوست داشتنم تو رابطه اب و اتشه بالا پایینه دوست داشتنمو بلد نبود فقط میخاست منی ک دختر شاد بودمو عمگین کنه لطفا سرزنشم نکنید من بچه بودم الانم بخاطر ابروم هشت سال بودم باهاش و واقعا دوسش دارما ن ک نداشته باشم ولی عاشق نیستم دوس داشتنم اتشی نیسی سطحیه منم نمیگم خوبم من فقط ازش میخاستم صبا پیام صب بخیر ببینم رو گوشیم ک اقا انگار ن انگارشه منحق ندارم گوشواره بنذازم حق ندارم ارایش کنم حق ندارم لباسامو خودم تن کنم برم بیرون اصا نباید برم بیرون من حق ندارم عینک افتابی بزارم رو سرم و.. ــــ طبیعیه عاشقش نیستم؟ دوران پریودیمم هیج وقت درکم نکرد دعوامون میشه میره