اخه خیلی قسم خورده بود
میدونی من علاقه ای ب اوشون نداشتم انقد قسم خورد و اصرار کرد ما دوست شدیم خلاصه انقد بهم توجه و محبت کرد خب گفتم طوری نیست مهم اینه ادم خوبیه گوربابای دل من
اما بدترین ضربه رو بمن زد یکسال هرشب کارمن گریه کرد بلااستثناء هرشب
ولی خب الان من جایگاهم توی زندگی و اجتماع ازش بالاتره و کسی نصیبم شده ازاون هزاربرابر بهتر
و خداروشکر راضیم و عشق دارم و همو دوست داریم
اما اون تازه اول تباهیشه دلمم خنک شد نه بچم ک زندگیمو واسش خراب کنم و فکرمو درگیر کنم نه چیزخاصی ولی خب تقاصش رو پس داد و این خوشحالم میکنه
بله دست خدا سپردن بهترینه و صبرمیخاد من 7ساله صبرکردم البته کلا ازیادمم رفته بود ولی خدا ب من رسوند خبراشو