یه خانومه توشهرمون شوهرش نانواست بعد زنه یه پسر ۱۳ ساله داره دیگه بچه دار نشده چقدر فامیلای زنه گفتن برین ivf کنید کلی راه هست ولی مرده راضی نشده همین بچه دار نشدن رو بهونه کرده زن دوم گرفته به زن اوله گفتن جداشو زنه بخاطر پسرش این تحقیرو به جون خریده طلاق نگرفته حالا مرده یه خونه دوطبقه ساخته یه طبقه واسه زن اول یه طبقه زن دوم حالا این یه نمونشه
این چیزارو میشنوم از زن بودن خودم حالم بهم میخوره دلم میخواد خودمو بکشم واقعا روانمو خیلی خراب میکنه دلم میخواد اصلا زنده نباشم کاش میشد مرد این چیزارو ندید
اگر همه تنهات گذاشتن، مطمئن باش من کنارتم. اگر همه فقط موقع خوشی پیشت بودن، مطمئن باش من موقع غمت باهات شریک میشم. اگر همه بهت بیتوجهی کردن، مطمئن باش من اندازه ی همشون بهت توجه میکنم. اگر همه سعی کردن از پشت بهت خنجر بزنن، مطمئن باش پشتت وایمیستم تا تو اذیت نشیو مرحم زخمات میشم. اگر همه اومدن و رفتن، مطمئن باش تا جون دارم پیشتم. پس اگر همه از دوست داشتنت دست کشیدن، من تنها کسی هستم که تا پای گور عاشقت میمونم.همسر عزیزتر از جانم
کسی قدر دل پاک مونه هرگز نمی دونه مو "موسی" هم ِبشُم "آسیه" از "آبُم" نمی گیره.نِفهمید و نمیفهمن مُنو درد مونه اینجا مو خط دکترُم خالو کسی قابُم نمی گیره 🍀
عزیزم به شما چه؟ وقتی زنه خودش این شرایطو قبول داره تازه به دو طبقه هم راضیه. چه بسا طلاق عاطفیم گرفتن. چه ربطی به جنسیت داره اینمجنس مرده اینم جنس زن. مشکل از هردو طرفه.