🍉🍉🍉🍉🍉 این ایموجی ها جریان داره برات تعریف میکنم محمد ....
یه غُر عاشقونه برای محمدی ک دیگه نیست 🖤
قبلا یه کلیپی رو دیده بودم یه مادر بود بچش تو اب شهید میشه و جسدس رو ماهی ها تیکه تیکه میکنن 💔
از اون سال دیگه اون مادرماهی نمیخوره ....
حکایت منم شد شبیه اون مادر
یادته شب خواستگاری هندونه قاچ کردی گذاشتی جلو دست من ؟
یادته اونقد هولمون کردن چرا دیگه نمیاین
نشد من بخورم از اون هندونه های که تووو برام قاچ کردی
اولین میوه ای معشوق دستم داد بعددد ۴ سال آزگار انتظار .....
و اولین باری که حس کردم زنتم دیگه با اون قاج کردن میوه ...
خلاصه ک نشدددد از اون میوه من بخورم
وقتی رفتین از خونه مون
برگشتم تو اون اتاقی ک باهم صحبت کردیم
دیدم میوه هامون هست 😁
بجان تو دلم نیومد بخورم
گفنم دیگههه انتظار تمومه
منو و محمد دیگههه بهم رسیدیم
صبر میکنم تا وقتی محرمش شدم و وصالمون
ک خودش دوباره هندونه برام قاچ کنه ....
محمد از اون شب
یکسال و دو ماه و ۹ روزه ک گذشته
من لب هندونه نزدم و نخواهم زد تا روزی ک زنده باشم
الان حتی با دیدن هندونه هم بغض میکنم
و میفتم یاد اون شب
و امیدِ از دست رفته ام
ک خیال میکردم دیگه تموم شد و. رسیدیم ...
درحالی که سرنوشت یه خواب دیگه برای عشق ما دیده بود💔🍉
دیدیییی حتی تا اخررر عمرمم نمی تونم هندونه بخورممم😒😒😒 ای پسر بد
ای معشوق بی وفای عزیز من