چند روزی میشه که دیگه برات ننوشتم 🥺🖤
امشب به رسم هر شب برگشتم ک بیام و چند کلمه از نگفته هاموو برات بنویسم
مطمئنم سرنوشت روزی تو رو ب اینجا میاره
یه اتفاق جالب افتاد محمد
دانش اموزای سالهای دور تو
بعد چندین سال شدن دانش اموز من 🥺
اونا رو بهم سپردن ک دکترشون کنم
خیلی ذوق کردم که از بین اون کلاس همچین خروجی هایی بوده همچین بچه های موفقی
و ذوق بیشترم بابت این بود از بین چند نفر من مامور این شدم ک کنارشون باشم تا پایان این راه ....
بذری ک تو کاشتی
رو من قراره ب ثمر برسونم 🫠
تو دلم می مونه
هربار پیشرفت کنن
هربار باهاشون حرف بزنم
تویی نیستی ک برات تعریف کنم
دلم میخواست خوشحالت کنم
که سرنوشت این بچه ها دست ما گره خورده
تو تو بچگی شون
و من اگه همسرت میشدم
تو بزرگسالی شون ☺️🥺
چقددد این دنیا عجیبه محمد
راستی امروز رفتم مدرسه شهرمون
اینقددد دلم میخواست اونجا باشی و ببینمت
هرچند مطمئن بودم محل کار تو اونجا نیست
دله دیگه 🖤