پرندهامو واگذار کردم یکی که خیلی بهتر از من میتونه مواظبشون باشه خونشونم بزرگتره راحت ترن
ولی انگار ی تیکه قلبمو کندن انگار بچمو ازم گرفتن بخاطر اپارتمان و جیغاشون نمیشد نگهشون دارم تنها کسابی بودن که داشتم وقتی شبا تا صب گریه میکردم هیچکس جز پرندهام کنارم نبودن نمیدونم بعد اونا چطور با تنهاییم کنار بیام