قبلش به شوهرم گفتم دلم گرفته بریم بیرون
گفت نه
منم عصبی شدم هرچی تو دلم بود بهش گفتم
گفتم اگه تا مهر خونه اجاره نکنی من میزارم میرم
نمیتونم با ننت یه جا باشم
گفتم اگه قرار بود اینجوری زندگی کنی چرا زن گرفتی
من اون موقع وقتی اومدی خاستگاریم بچه بودم نفهمیدم
ولی الان که حالیمه
ولی الان به جاش آروممم