بنظرم وقتشه ک بیخیالش شم
این همه راه کوبیدم رفتم تا ی ثانیه ببینمش خونه نبود رفتم تو اتاقش بین لباساش عطرشو بو کردم تو خونه ای نفس میکشیدم که هوای اونو داشت چشمم خورد به شاخه گلای پشت در اتاقش
دوتا رز ابی
دختره براش گرفته بود اینم سر و ته زده به دیوار خشکشون کرده
کل مدتی ک با من بوده گلای دختره رو نگه داشته
هنوز رد لباش رو لیوان چاییش مونده بود فقط از دور تونستم نگاه کنم
واقن حیف من حیف ما حیف عشقمون تا اخرین لحظه ای ک هستم رو زمین فق برا سلامتی چشای تو ک قشنگترین اشتباهمه جاممو میبرم بالا
یادت نره هر چقدم عوض بشی پشت در چشم به راهتم
این چهارمین متنیه ک برات مینویسم امیدوارم اخریش باشه و بیای