2777
2789
عنوان

غزل عاشقانه

51 بازدید | 0 پست

خون از تمام چشم و دلم سیل می شود

هر وقت که وا می کنم این زخم بسته را


این نذر عاشقی ست که ریزم به هر قدم

گلها به پای آمدنت دسته دسته را


از بس نیامدی غزلم پیر شد ببین

رنگ سپیدِ رویِ غزلها نشسته را


باید شبی نشست، غزلِ عاشقانه چید

این واژه هایِ خالیِ از هم گسسته را


آقا تو را به جان غزلهای منتظِر

منّت گذار جادۀ با اشک شُسته را


#مهدی _موعود

که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108