من؟
من نوشابه ی مشکی رو دوست داشت ولی وقتی خندیدی گفتی مشکی تو اینطور مهمونیایی که توهستی شگون نداره
دیگ نوشابه ی زرد دوست داره
من دیگه هیچ عشقی روباورنمیکنه حتی اگه واقعی باشه چون توگفتی خیلیا هستن که میخوان با آبروت بازی کنن باورنکن
من رشته ی حقوق رو دوست نداشت ولی وقتی توگفتی خودم هستم خودم کمکت میکنم پابندت شد و دل بست به هرچی که تو دلبسته اش شدی
من؟
من کم اورده بود باخته بود ولی گفتی توازهمسن وسالات جلوتری و من بردم!
من ۲۷ابان ۱۴۰۲ مرد و یه آدم جدید ازقلب تومتولدشد
دوست دارم
خیلی دوست دارم
کاش برگردی کاش بمونی کاش هنوزم دوستم داشته باشی