خیلی وقت بود میخواستم یه وسیله ای بخرم(یه ایرپاد) قیمتش ۴ میلیون و ۷۰۰ تومن بود
خودم تو خونه کار کردم سفارش گرفتم ۳ میلیونشو دراوردم
به بابام گفتم انقدر کم دارم بقیشو بده
بابام پولو ریخت کلی خوشحال شدم که بالاخره پولش جور شد
داشتم سفارش میدادم مامانم اومد بالا سرم که حالا خیلی واجبه ؟ پولتو نگه دار ، یه چیز ارزون بخر و....
بابامم از اون اتاق فهمید میخوام چی بخرم گفت من فکر کردم میخوای چیز واجب بخری، خودم پول لازم دارم تو این اوضاع میخوام برا فلان چیز جمع کنم، ریختم برای تو که چیزی که نیازته بخری، پولو برگردون
منم پولشو برگردوندم
مامانم عذاب وجدان گرفت پولشو داد و خریدمش
الانم با بابام قهرم بهش گفتم پولتو ریختم برو جمعش کن ، وقتی پولو دادی دیگه چکار داری واسه چی خرجش میکنم. گفت نهههه خیلی هم مهمه فکر کردم چیز واجب میخوای...
چقدر من بدبختم توی ۳۱ سالگی وضعم اینه
خاک تو سر زندگیم کنن
خریدم زهرمارم شد