کاشکی یه دوست پسری
شوهری چیزی داشتم از این سینگلی در میومدم
همه دوستام ازدواج کردن
فقط من تنها موندم
مامانم می خواد منو به بهترین می بده
زیر بار هر کسی نمیره
خودمم اصرار نمی کنم وقتی یارو رو نمیشناسم چرا باید به خاطر خودم کوچک کنم آخه
ولی حس بدی دارم
دوست داشتم یکی بود