2777
2789
عنوان

یکم دردودل

102 بازدید | 4 پست

چندروزه پیش باهمسرم پیامکی حسابی دعوا کردیم..

راستش تواین چهارسال نشده بود اینجوری بحث کنیم..

من تصمیمگرفتم برم خونه پدرم..چون توی آخرین پیامش گفت اگه واقعا منو نمیخوای توافقی جدا شیم البته در حد حرف گفت که من بترسم..

به یک مشاوری که همیشه باهاش صحبت مبکردم زنگ زدم با کلی گریه وخیلی آروم شدم..گفت حق بامنه و گفت پدر یا مادرم پادرمیونی کنن..

خلاصه به مادرم زنگ زدم ماجرا رو گفتم اومد خونمون وبهش گفت چرا من اینقدر ناراحتم؟؟؟..

همسرم برخلاف انتظارم وقتی اومد خونه خیلی خوش برخورد بود..مادرم نشست باهردومون صحبت کرد .

همسرم هم زد به فاز شوخی وخنده ..که ما مشکلی نداریم ومن دوسش دارم وخودش مسائل روبزرگ میکنه.

خلاصه آشتی کردیم


اما درد من دوا نشده..درسته آشتی کردیم..اما مسئله من حل نشده باقی موند..ازاون روز دلمباهاش صاف نیست..بدجور شکسته..دلتنگش نمیشم..حرفاشم برام بادهواست..حتی بهش نگاه هم نمیکنم..


نمیدونم چه کنم...حرفایی که توی دعوا گفت دلم رو بد شکسته..


مشکل من این بود که همسرم مقتصد..

خسیس نیست اما این حجم از حساب وکتاب مالی آدمرو اذیت میکنه..

گاهی حتی یک سفر میریم از ب بسم الله تا آخرش رو برنامه چیده ..


بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

گاهی مثلا میگم بریم بیرون با ماشین دور بزنیم.


حالا درحین دورزدن بگم بریم بستنی بخوریم..میگه تونگفتی بستنی بخوریم فقط گفتی دوربزنیم..توی برنامه نبوده..


کلا حتی برای خوشی هم برنامه داره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز