2777
2789
عنوان

پسر داییم عجیبه

206 بازدید | 21 پست

۲۰ سالشه بچه بودیم خیلی صمیمی و همبازی و جیک تو جیک بودیم ولی خب بزرگ تر شدیم دیگه خیلی کم همو دیدیم و رسمی و عادی شدیم امشب بعد ماه ها امد خونمون چند شبی بمونه امد داخل با بابام دست داد منم دیدمش با اینکه این جند سال خیلی سرد بود رابطمون بغلم کرد گردنمو بوسید😐😐به خدا یه دقیقه خشکم زد تپش قلب گرفتم اصلا برگام ریخت چرا همچین کرد چون قبلا دست هم نمیدادیم فقط سلام بابامم تو اشپزخونه بود حالا نمیدونم چون بچگی دوست بودیم عادیه حس میکنم خودم حساسم یا نه،اصلا حس بدی گرفتم چند روزم خونمونه معذبم یه جوریم نمیدونم چی کار کنم

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

اخه چون ۶ سال بزرگتره خیلی هم رسمی هستم تعجب کردم

تو دخترعمشی و مث خواهرش

دلیل دیگه ای نداره

خواسته صمیمی باشه

دیگه دوران ناصرالدین شاه نیست که بگیم عشق فامیلی و این حرفا

تجدید شدم اما برطرف شد خدایا شکرتتت زندگی عالیه من خوشحالم 350 تومن رو یادم نرفته، به کوری چشم حسودا قوی تر از همیشه میشم🤡

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

گوشتکوب برقی

z__a__85 | 36 ثانیه پیش
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108