به اشتباهم اعتراف کردم، تشکر کردم، لطفایی که در حقم شده رو وظیفه ندونستم و جبران کردم و در برابر هیچ لبخندی اخم نکردم، مغرور بودن با عقدهای بودن خیلی متفاوته.
یه داستانیم بود که ماهی به آب میگه دوستت دارم آب میگه ولی من باید برم ماهی میگه اگه بری میمیرم آب با غرور تنه ای به ماهی میزنه و میگذره میره دنبال موج میره سمت موج موج وقتی پسش میزنه با دل شکسته بر میگرده پیش ماهی ولی ماهی در نبود آب مرده من برای او او برای آن