یه روز یکی از اقوام مادرم ساعت 5 بعداز ظهر اومد تا 10 شب اشک ریخت و حرف زد
وقتی رفت به مامانم گفتم چه حوصله ای داری
ماشالله چقدر حرف زد
مامانم گفت پناه بودن لیاقت میخواد
اینکه پای دل شکسته یکی بشینی و حرفاشو گوش کنی از هزارتا نذر و نیاز ارزشش بالاتره
دل شکسته بی پناهه مادر