2777
2789
عنوان

🤣🤣🤣🤣🤣

52 بازدید | 8 پست

یادمه ۱۶ سالم بود دوست شده بودم با یکی

۳ سال ازم بزرگتر بود اصن نمیدونم چرا تو اون سن کم همچین کاری کردم

میگفت زنم میشی میریم میگردیم میام میگیرمت🤣🤣🤣🤣🤣🤣


منم ذوق میکردم و کیفففف

خدایا چقد ساده بودیم

شماام از این خاطره ها دارید؟

چن سالتون بود؟


آروم میکنی حال بد منو...(:

اسم بچم انتخاب کرده بودیمicon خداااا دوباره یادم اومد چقدر جاهل بودم

نه مرگ آنقدر ترسناک است، و نه زندگی آنقدر شیرین، که انسان برای این دو شرفش را بدهد...❤️🩹 جایی دورتر از خودم ایستاده ام، به تماشای کسی که جای من زندگی میکند! و چه بیرحمانه تنهاست، و چه به ناچار قوی...🖤

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

برا من رو حرفش موند الانم دوتا پسر داریم

دهه شصتی هستین؟

نه مرگ آنقدر ترسناک است، و نه زندگی آنقدر شیرین، که انسان برای این دو شرفش را بدهد...❤️🩹 جایی دورتر از خودم ایستاده ام، به تماشای کسی که جای من زندگی میکند! و چه بیرحمانه تنهاست، و چه به ناچار قوی...🖤

من و شوهرم همین سن و سالا با هم آشنا شدیم اون دانشجو بود من اول دبیرستانی و ازدواج کردیم در نهایت

ولی از این حرفا بهم نمیزدیم خجالتی بودیم فقط تو نامه مینوشتیم دوستت دارم و...نقاشی میکشیدیم پایینش دهه ۷۰😅🤣🤣🤣🤣🤣

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز