2777
2789
عنوان

رنج های زیسته

11 بازدید | 0 پست

روزی از بار سنگینی که روی شانههام سنگینی میکرد، حرف خواهم زد. از اینکه چطور هر صبح مثل سایهای، خودم را خیابان به خیابان و در مسیرهای خلاف قاعدهی احساس و باورم میکشاندم، در همان حالی که داشتم لبخند میزدم، آرام راه میرفتم، آرام به کارهام میرسیدم و ظاهرا همه چیز خوب بود...
روزی از رنجهای زیستهای خواهم گفت که مرا تا لبهی عمیقترین پرتگاههای جهان برد و به من جسارت پرواز داد و مرا بزرگتر کرد.
روزی تعریف خواهمکرد که این روزها چقدر خسته بودم و چقدر دوام آوردم...

"نرگس صرافیان

.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز