d: من اینجام تا اون دختر جوان رو ببرم...... لرد خونآشام: پیشنهاد میکنم درگیر نشی ... دنبال کردن خوناشاما تو شب کار ابلها و احمق هاست ... تو جزو کدومشونی ؟
یه موردش این که با زن داداشم با هم حامله بودیم اما زنداداشم چهار هفته از من عقب تر بود در طول حاملگی همه اش می گفت من زودتر از تو زایمان می کنم و همین اتفاق افتاد
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود
من مثلا ی اتفاقی قراره فردا پیش بیاد یجور تصویرشو تو ذهنم درست میکنم و بهش فک میکنم میگم بعد ها بخام ب کسی تعریف کنم میگم اونروز خاستم اینکارو کنم اینجوری شد. اکثرا دقیقا همونطور میشه.