2777
2789
عنوان

یادش بخیر قدیما

63 بازدید | 5 پست

من هفت سالم بود مادرم سی هزار تومن حقوق میگرفت با ده هزار تومن کل مغازه رو خالی میکردیم میرفتم تو کوچه با بچه های محل قایم موشک بازی میکردم همشون هم معربون و بچه های خوبی بودن تا از هشب شب تا ده شب بازی میکردیم مادرم با همسایه ها مشغول غیب تو کوچه میشد ،یبار مادرم رفته بود خونه فامیل بدون اینکه به من بگه به منم کلید نداده بود منم تو کوچه داشتم بازی میکردم بارون بارید همه رفتن خونشون منم رفتم خونه یه یکی از دخترای محلمون یعنی خودش دعوتم کرد شبو اونجا خوابیدم ،یادم بود موقع محرم یکی از همسایه ها یه کاسه بزرگ اش رشته با کشک و پیاز داغ و نعنا داغ تزئین شده میداد چقدر خوشمزه بود ،یبارم خونه یکی از دوستام برای تولدش دعوت بودم اونجا هم غذا چلوکباب و چلوگوشت دادن خیلی چسبید دوستم که دختر بود برای تولدش کامیون آورده بودن اونم خوشش نیومده بود داد به من ،منم با اینکه دختر بودم از کامیون خوشم اومد باهاش بازی میکردم ،مادرم همیشه تو حیاط خونمون سفره مینداخت به چه بزرگی کل فامیل و همسایه ها رو دعوت میکرد ،یبارم عروسی دعوت شدیم از طرف دوستم ،اونجا هم کلی رقصیدم و خیلی خوش گذشت ،بعضی موقع ها قرار بود بریم مهمونی مادرم میومد اجازمو از مدیر مدرسه میگرفت میبرد ،

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108