کل زندگیم و منتظر بودم و صبر کردم
برای ادم عجولی مثل من خود جهنمه
و انگار نفرین من همین بود !
از بین همه انتظار ها انتظار برای تو عجیب ترینشون بود . پریشون و درماندم ته چشام عکس تورو میبینم هر قهوه ای ک خوردم فالش به یکی خورد...
تو !
من بخاطر تو ،تو روی خدا و خانوادم و خانوادت و عقلمو وجدانم واستادم
جفتمونم خوب میدونیم نه تو قراره مجنونی مث من داشته باشی نه من سر ی اسم قراره اینجوری به هم بریزم
این دومین متنی که برات مینویسم . امیدوارم اخریش باشه و بیای
دلم برا سیاهی چشات تنگه.