دلم ی جا دیگست
ولی جدیش نمیکرد میگفت صبر کن
الان ی خاستگار خیلی خوب اومده
ب پارتنرم ک گفتم گعت ۱ ماه دیگه میام گفتم ۱ ماه و ۱ روز هم قبول نیست گفت باش
بعد میترسم خاستگارمو رد کنم
بزنه زیر حرفش نیاد
ب مامانم میگم ب خانواده خاستگارم بگو الان محرم و صفره
۱ ماه بعد ک تموم شد حرفشو بزنید
مامانم میگه چ ادمی شدی تو
جوان مردم رو امیدوار کنیم ک چی
یعنی خدامیدونه جقدر بلاتکلیفم و چقدر حالم بده
برمیگشتم عقب اصلااااااا و ابدا وارد هیچ ارتباطی نمیشدم
دخترای ک تو رابطه نیستید وکم سنید
بخدا ک اخر و عاقبت نداره این روابط😭 فقط بلاتکلفی