2777
2789
عنوان

به به بیا 3222🦥💕

15 بازدید | 0 پست

پارت 32!

حدود نیم ساعت با مامان صحبت کردم و گریه کردم

بزور تماس و قطع کردم چون میترسیدم سپهر بیاد یا بفهمه

با همون صورت قرمز اشکی و موهای ژولیده رو مبل دراز کشیدم و خوابم برد...

نمیدونم ساعت چند بود با صدای باز شدن در از خواب بیدار شدم سپهر اومده بود

خواب الو نگاش میکردم که با دیدنم تعجب کرد خواب الو به لحن طلبکار گفتم : چیه ///

نیشخندی زد و گفت : قیافت چرا اینجوری شده؟ / تازه یاد صورت گریه ایم افتادم دستی به صورتم کشیدم و آروم گفتم : هیچی/ سپهر رفت تو اتاقش و لباساش عوض کرد و اومد تو حال کنارم رو مبل نشست

نگاه ساعت کردم 12و نیم بود

از اینکه این وقت شب باعث شده بود بیدار شم ازش متنفر شدم که گفت : گریه کردی بهار / هیچی نگفتم که گفت : چرا گریه کردی / باز هیچی نگفتم که دوباره گفت : با توام / از کوره در رفتم گفتم : آره اصلا گریه کردم بخاطر توعه بی همه چیز که زندگیمو نابود کردی / بعد دوباره با صورت اشکی رفتم تو اتاقم و درو محکم بستم

ازش متنفر بودم

تا ساعت 12 نیم شب منو تو این خونه تنها گذاشته بود و معلوم نبود خودش با کی عشق و حال داره

چشمام کم کم رو هم رفت و خواب رفتم

فردا صبح وقتی بیدار شدم اینقدر بدنم کرخت و کوفته بود که سریع رفتم حمام

تو وان آب گرم دراز کشیدم

حالم کمی بهتر شد

سریع خودمو خشک کردم و لباسام رو پوشیدم

تیشرت و شلوار راحتی رنگ آبی

موهامو باز گذاشتم و رفتم تو حال سپهر همون طور رو مبل خوابش برده بود تلویزیون ام برای خودش روشن بود کنترل رو برداشتم و تلوزیون رو خاموش کردم ساعت 9 صبح بود

دلم براش سوخت نمیدونم چرا تو خواب خیلی معصوم میشد

یه پتو راحتی برداشتم و انداختم روش آهسته رفتم تو آشپزخونه و چای ساز رو روشن کردم

و نیمرو درست کردم و خوردم

حدود 1 ساعت بعد سپهر از خواب بیدار شد

داشتم به گلا آب میدادم که طرفم سلام کرد منم جوابشو دادم و لبخندی به روش زدم

مطمعنن اونم از رفتار های من تعجب میکرد

هردومون یبار باهم خوب بودیم یبار از هم متنفر می شدیم

برای خودش چای ریخت و انگار تو فکر بود

ماما کوچولو 👶🏻 💕، اینکه رمانی که مینویسم اسیده به روم نیارین دلم اون شبا و اون رمانای سم قدیم رو میخواد 🦦 🦦 سم ترین سایتی که میتونید پيدا کنيد اینجاست هرکی پشت اکانت لم داده و فاز برداشته تا بگی پسره از من خوشش اومده داره واسم جون میده میگن عاشقت نیست ولش کن داره باهات بازی میکنه تا بگی شوهرم با گوشی رفت گلاب به روتون تو دست شویی میگن داره خیانت میکنه مطمعن باش بچه نداری جدا شو. بگی دارم درس میخونم میگن با درس به هیچی نمیرسی کی با درس به جایی رسیده برو هنری پيدا کن ادامش بده، بگی دارم کلاس نقاشی طراحی میرم میگن پول توش نیست همه بیکارن برو یه کار دیگه بکن. بگی 22 سالمه عاشق شدم میگن سنت کمه هورمونات ریخته بهم نه داداش باید عشق رو تو 40 سالگی تجربه کنی 💩 بگی دلم میخواد ازدواج کنم میگن نه ازدواج خوب نیست تا 50 سالگی مجرد بمون با عرض احترام شاید کسی دلش ازدواج و خانواده بخواد باید تا 50 سالگی صبر کنه؟ 🦦 بگی جدا شدم میگن آفرین بهترین کار کردی بعد از اونور به خانم های مطلقه چقد حسادت میکنن و توهین میکنن 🚶 هیچ وقت خوشم نمیومد از کلمه نر استفاده کنم اما متاسفانه نر های اینجا دیگه کلا تعطیلن سگ بهشون پا نمیده میان اینجا لا به لای سایت زنونه هر نری درخواست دوستی بده به معنی اینه ننش خرابه) شاهکاره این سایت 90 درصد آدمای اینجا با آدمای تحصیل کرده که خصومت شخصی دارین 🦦 با کادر درمانم که کلا خصومت دارین🦥 فقط شماها خوبید تمام. ( ماما هم نیستم در آرزوی مامایی به سر میبرم که امسال میرسم بهش).

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز