من تو محیط کارم بودم ک اونم بود میخواس وسیله بخره از قبل همو میشناسیم چون با خواهرش دوستم
گفتم کاش خواهرتونم می اوردید با لبخند اونم خندید گفت خونه نبود بعد چون خیلی وقته خواهرشو ندیدمش گفتم آخه دلم براش تنگ شده گف همون بهتر نیومد اگ میومد مخ شما رو میخورد انقدر حرف میزد گفتم نبابا اختیار دارید
تمام این مکالمه ها نمیدونم چرا نیش مون باز بود بعد خواس برع بهم گف بااجازه تون البته ک ب همکارم ک کنارم بود چیزی نگف
دوباره رف کنار مدیرمون بعد دوباره رفتنی باهام خدافظی کرد با لبخند منم گفتم خوش اومدید ب سلامت
من ازش خوشم میاد ب نظر شما اونم حسی داره؟؟