2777
2789
عنوان

هیچ

35 بازدید | 2 پست

شب آرامی بود

میروم در ایوان تا بپرسم از خود

زندگی یعنی چه؟

مادرم سینی چایی در دست

گل لبخندی چید، هدیهاش داد به من

خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا

لب پاشویه نشست

پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد

شعر زیبایی خواند و مرا برد به آرامش زیبای یقین

با خودم میگفتم؛

زندگی راز بزرگی است که در ما جاریست

زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست

رود دنیا جاریست

زندگی، آبتنی کردن در این رود است

وقت رفتن به همان عریانی، که به هنگام ورود آمدهایم

دست ما در کف این رود به دنبال چه میگردد؟

هیچ!

غم و اندوه ترس و ناامیدی و همه و همه میان و یه روز میرن اما امیدددددد ..... هیچ وقت اونقدرها دور و گم نمیشه که دیگه نشه پیداش کرد....

متن این شعر منو برد به رمانایی که توی نوجونی میخوندم حس خوبی بود 🌱

❤️

غم و اندوه ترس و ناامیدی و همه و همه میان و یه روز میرن اما امیدددددد ..... هیچ وقت اونقدرها دور و گم نمیشه که دیگه نشه پیداش کرد....

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
توسط   نخودی_سابق  |  1 روز پیش
توسط   setin98  |  2 روز پیش