2777
2789
عنوان

حمام عمومی

| مشاهده متن کامل بحث + 21119 بازدید | 401 پست

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

خداروشکر الان حموم هست من چون لاغرم اصلا جلو کسی لباس در نمیارم قدیم بود میخواستم چیکار کنم

من چون چاقم اصلا لباس غیر پوشیده هیچ وقت نمی پوشم گرچه الان که آزادی شده حتی لاغرم بشم فقط روسری برمیدارم اهل لخت کردن نیستم.واسه ماها سخته

وحشتناک بوده اصلا چرا با یه مقدار اب تو خونه حموم نمیکردن؟ اب از کجا میاوردن میخوردن؟ از چاه؟ چشمه؟ ...

اوموقع که ما میرفتیم شهرستان مجبور بودیم بریم عمومی چون توهر محله یه شیر آب بود همه دبه پر میکردن برای مصرفشون میبردن خونه اصلا آب لوله کشی نبود...نمیشد با تشت حموم کرد چون تو هر حیات گاهی۵ خانوار زندگی میکرد و نمیشد جلوی همدیگه حموم کنن...مخصوصا زمستوناهم که انقد سرد میشد که ممکن نبود بخوای با تشت حموم کنی...مخصوصا برای بچه ها و خانوما خیلی سخت بود.

فقط 17 هفته به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
مگه شما اون زمان بودی قدیم اصلا امکاناتی نبوده

چرا عزیزم خودم نبودم ولی تاریخ که هست....

حضرت سلیمان ب خدا میگه ملک و پادشاهی به من بده ک تاقیامت به کسی نمیدی..

روی آب قصر شیشه ای ساخت...

اگه سنگ نگاره ها رو ببینی حتی اونها امکانات مانند هلیکوپتر و حتی ماشین هایی مثل سفینه داشتن...علم خیلی پیشرفت داشته اما با بسته شدن پرتال ها و جدایی عوالم همه چی به عهد عتیق برگشته دوباره انسانها به تنهایی شروع ب ابداع و اختراع کردن

شوهر من..محمدرضای من..محمدم..رضای من..کجا بروم وقتی سرزمین پهناور میان بازوانت را به اسمم زدی..کجا بنشینم وقتی سرم را به شانه هایت میفشاری....تا در حصار گیرند دستان تنومندت تن نحیف مرا..گوش به که بسپارم وقتی قلبت چنان مشت میکوبد بر سینه ات.. و فریاد می‌زند: عاشقتم♥💍🙊🙈.  که را ببینم وقتی هرجا را می‌نگرم،تورا میبینم... کدام عسل کامم را شیرین کند وقتی شهد عشق تو را مینوشم...کدام هیبت قلبم را بلرزاند وقتی رگ گردنت سایه انداخته بر زنانگی هایم...چه شیرین است وقتی کلید می‌اندازی..و شروع میشود تپش این قلب بیقرارم..رسوایم میکند وقتی شتابان به سوی آغوش بازت پرواز میکنم..و جایی میان قلب بیقرارت، عطر تن من با عطر عرق تن تو یکی میشود... و فرشتگان خداوند لبخند میزنند..عاشقتم..شوهرم...🙊🙈💋💍♥🌹🐣.
وقتی سیر میشم حالت تهوع میگیرم یه قاشق اضافه بخوام بخورم عوق میزنم

ای بابا مشکلات زیاده..حالا ماها که استعداد چاقی داریم قشنگ میتونیم در حد ترکیدن غذا بخوریم تا خرخره

واقعا چندین ساعت تو نوبت می موندیم، جمعه ها مامانم از خاب ناز بیدارمون میکرد و میبردمون حموم، انگار ...

😂😂😂😂😂

با افتخار یه دختر دهه شصتی ام...من از تبار دخترهای تکراری نیستم من از نسل همان تافته های جدا بافته ام...              
وحشتناک بوده اصلا چرا با یه مقدار اب تو خونه حموم نمیکردن؟ اب از کجا میاوردن میخوردن؟ از چاه؟ چشمه؟ ...

حموم کردن تو خونه با تشت جا میخواسته مخصوصا که گاهی چند خانوار توی ی حیاط زندگی میکردند.گاهی میشده اینکارو کرد اما نه همیشه.اینجوری گربه شوری میشه .چند وقت یبارش ی حموم درست حسابی میخواستند دیگه.مامان من میگه تابستون ی روز در میون توی خونه با تشت خودمونو میشستیم و هفته ای یکبار میرفتیم حموم.زمستونم که تو سرما کلا نمیشده ت انباری با ی ذره حموم کرد.

نه عزیزم خودش عیناً تعریف کرد قسمت رخت کن معمولا صاحب حموم یه میز میداشت و پشت میز مینشست بعد گفت شا ...

صدای مردا رو هم نشنیده ینی؟همه در سکوت بودن؟🤔

صدای حموم مردونه تا ۶ کیلو متری میرفتااا

خدای مهربونم سیپورت.دوستِ مجازی جان توی یه تاپیکت موافقتم و توی یه تاپیک مخالفتم پس دعوا نداریم😁

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
توسط   نخودی_سابق  |  1 روز پیش
توسط   setin98  |  2 روز پیش