خانوما این خواستگارم از بودن من خیالش راحته فکر میکنه منو بدست آوورده الویتش نیستم میزان پیگیری و توجهش کمه و فکر میکنه کار تموم شدست تلاش خاصی برای نزدیک شدن به من و صمیمیت و ب دست آووردن دلم نمیکنه بهشم گفتم میگه من خیالم راحته زن زندگیم فعلا هست سرجاشه چسبیدم ب مسائل اقتصادی و لامصب ی کوریه ک احساسات درگیر نمیشه
یک برنامه و پیشنهاد بدین لطفاً چطور باید رفتار کنم که خودش بیشتر بیاد سمتم و خیالش راحت نباشه اونقدر که منو بدست آوورده از نحوه برخورد پیامک و تماس و تا دیدار حضوری بگین
نحوه برخوردی که باعث بشه کمی مضطرب بشه به خودش بیاد و تلاش کنه و وجود منو بدیهی نشماره