میترسم زنگ بزنه به خانوادم پیامم دیگه نمیتونم حذف کنم. وایی
اقای
من یه چیزی میخواستم بگم
همون شبه اول من اصلا دلم نمیخواست بهتون پیام بدم
اگر اصرار بچه ها نبود اصلا همچین کاریو نمکیردم فرداشم قرار بود یه دلیت اکانت بزنم و همچی تموم بشه
حتی اخرین باریم که باهاتون حرف زدم که قرار شد همچی تمون بشه
من نبودم یعنی اصلا گوشی دست من نبود
حتی اون شب اولم من پیامای کپی شده ای میفرستادم که بقیه بهم میگفتن بگو
من اون قدری خودم برای خودم ارزش دارم که نخوام بخاطر یه پسر زندگیمو نابود کنم اونم پسری که هیچ جایگاهیی تو زندگیم نداره
اون شبم که پیام داده بودم بازم تاکید میکنم گوشی اصلا ابدا دست من نبود بچه ها داشتن مینوشتن و اگر میدونستم قطعا نمیذاشتم اینکارو کنن
چرا واقعا باید روزمو زندگیمو دوران قشنگمه زندگیمو بخاطر ادمی دورو خراب کنم
این وسط غرور من شد بازیچه یه بازی بچه گانه و مسخره
شما رو میشناختم از طریق بچه ها ولی اون زمان اصلا برام مهم نبود یعنی یادمه بچه ها راجب شما حرف میزدن حرفو عوض میکردم چون هیچوقت خوشم نمیومد راجب آدمایی که ازشون خوشم نمیاد حرف بزنیم
نمیدونم چیشد اون شب یه تصمیم احمقانه گرفته شد
هیچوقت بخاطر هیچکاری پشیمون نبودم
ولی بخاطر این کار پشیمونم چون باحرفای بقیه خودمو انداختم تو چاه
من حتی بچه ها وقتی اصرار داشتن برم داخل گپ اینا جوابم نه بود چون اصلا از حاشیه و اینجور.داستانا خوشم نمیومد دلیل پیامم یه چیز بود این داستان و قضیه مسخره گذشت ولی شما یکم از خودشیفتگیت کم کن
لطفاً تو چهارصد هزار تومان پول غرق نشید
اینم بگم من اگه از داستان حاشیه خوشم میومد به کسایی اکی میدادم که صد درصد شرایطشون از شما و موقعیت شما بهتر بود
شما برو یکم رو خودت کار تا یه دختر بهت پیام داد نشینی باهاش تا کله صبح چت کنی
این نشونه ضعفه متاسفانه بابا بزرگ