دارم خیلی جدی ب طلاق فکر میکنم
دوتا بچه دارم سه و یکساله
8 ساله ازدواج کردم
شوهرم داره حالمو بهم میزنه
خیانت جنسی چندبار کرده
خودارضایی هم میکنه
رابطش بامن مثلا 4 5 ماهی یباره
اونم بدون هیچ معاشقه ای سریع میره سر اصل مطلب
ازاول همین بود
همش میگه تو سیاه سوخته ای فلانی
درصورتی ک قدم 170 وزنم 80 .اندام جنسی هم پره .همه میگن حیف تو چرا زن این شدی اما دلم نیومد هیچوقت ب روش بیارم
اصلا نمیگه زنم نیاز داره عیننننن گاو
تو بچه داری انگار بچه هام پدر ندارن خودم تنهایی دارم بزرگشون میکنم بود و نبودش فرقی نداره
سر ی کاری میره ک خودم با شکم پر زمانی ک باردار بودم براش پیدا کردم تو گرما
اونم باید صبح ب صبح صداش کنم اقارو .تا صداش نزنم پا نمیشه میگه صبحونم بده بخورم ساعت 5 صبح
سرکارم ساعت 9 صبحونه میخوره
میگم خودت پاشو برو دیگه من صبح میخام بخابم بچه ها اذیتم میکنن شب نمیزارن بخابم عین مرده ها هی میکپه تا خوابش میبره جا میمونه
باهمه اینا میگه ما از شما سرتریم بهتریم .هرچی ازددهنش درمیاد میگه
عین وحشیا سر بچه ها داد میزنه
الان قصدم طلاقه جدی
اما نمیدونم با بچه هام چکنم
چرا زودتر جدا نشدم
چرا عمر و جونیمو 8 سال حروم ادم ب لیاقت کردم .الان 29 سالمه انگار 50 سالمه هیچ امیدی ندارم ب زندگی .
تو اوج جوونیو لذتم باید بشینم حسرت زندگی بقیه رو بخورم ک خوشبحالشون شوهرشون انقد ذوقشونو داره
همه جوره هواشونو داره
طلاق با دوتا بچه سخته؟؟؟؟؟