وارد زندگی شیوا نمیشد تا آخر عمر باید میرفت زندان بخاطر سفته هایی که عماد ازش داشت
حالش هم از ابراهیم پیر هوسباز بهم میخورد به اجبار عماد رفت باهاش چون عماد یه معامله بزرگ میخواست با ابراهیم بکنه که ابراهیم شرطش یلدا بود
بخاطر نفرتی که از عماد و اون پیر هوسباز داشت میخواست از طریق اسماعیل انتقام بگیره هم به ابراهیم محرم ابدی بشه هم معامله عماد که خیلی براش مهم بود سر نگیره اما عاشق اسماعیل شد
بنظرم دختره قربانی بود کثیف عماد بود که با وجود زن و بچه و پدر زنی که همه چیشو از اون داشت دختر بی کس، و بی پناه رو گول زد ازش سفته گرفت بعد تحت فشارش قرار داد یا صیغش بشه یا بره زندلن و انقد دختره براش بی اهمیت بود که قول دختره رو به ابراهیم داده بود بدون اینکه یلدا خبر داشته باشه(همون روز که ابراهیم هجوم برد سمت یلدا و یلدا فرار کرد پشت بوم)
اگه دختره کثیف بود زن ابراهیم میشد به کلی ثروت میرسید اما اون پر از عقده و نفرت از مردای هوسباز شده بود و دنبال انتقام این یعنی به خواست خودش وارد زندگی کسی نشده حتی میخواست خودشو بکشه