2777
2789
عنوان

گل قلبم

86 بازدید | 3 پست

یکی از روزهای تابستون 1405

روزای اولیه27سالگیه

بعد از ده سال برگشت به درس وکتاب

شروع فرایند پایان زندگی مشترک دوازده ساله

وقتی خودمو در تیر ماه 1403میبینم ظهره وناهار خوردمو وهمسرم سرکاره خونه مرتب پسر کوچولوم کنارم خوابیده منم بزرگترین دغدغم اینه که ی سریال خوب پیدا کنم و ببینم بعدازظهر چون عادت ندارم ظهرا بخابم وهمین

ومن درتیرماه 1405تواتاق قدیمیم خونه ی مادرم وپنجره باز باد گرم میاد صدای اخبار که بابام گوش میده وصدای پسر کوچولوم که بزرگ شده و داره ازم اجازه میگیره بره تو کوچه بازی کنه و وقتی اجازه میدم با خوشحالی میره دارم به کتاب های دورم نگا میکنم که باید برا امتحانام بخونم دارم چون بعداز ده سال دوری از درس شروع کردم به ادامه دادن تحصیلم ب قسط هام که مونده فکر میکنم چون فک نمیکردم ی روز از لحاظ مالی ب مشکل بخورم چون همیشه با خیال راحت از همسرم میگرفتم دارم به چیزایی فکر میکنم که ب پسر کوچلوم قول دادم براش بخرم ولی نمیتونم دارم ب وقت دادگا فک میکنم که اینهفته دارم که هیچوقت فکرشو نمیکردم ی روز حتی بهش فک کنم وخیلی فکر ها ودغدغه های دیگم که طولانیه راستش اخرین باری که سریال دیدم یادم نمیاد

و من این روزها هرروز مغزم پراز سواله


همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز