2777
2789
عنوان

دیوونه شدمممم

29 بازدید | 2 پست

نمیدونم من زیادی حساسم یا واقعاً رفتار خانوادهام طبیعی نیست.


من ۲۶ سالمه و خواهرم ۳۵ سالشه. احساس میکنم مادرم و خواهرم همیشه در زندگی شخصیام دخالت میکنن و هر وقت هم مرزبندی میکنم، ناراحت میشن.


مثلاً همین دیشب به من میگفتن که باید خانواده همسرم رو از ته دل دوست داشته باشم و با پدرشوهرم گرمتر رفتار کنم. وقتی گفتم احساسات آدم زورکی نیست، قبول نکردن .همیشه خواهرم اولاد برتره و همش فقط پوئن مثبتش آشپزی و بشوربسابشو میگن با اینکه خیلی مادر و پدرمو تحقیر کرد و حتی مادرمو جلوی شوهرش زد و از خونه بیرون کرد و همش با مادرشوهرش سرجنگ داره....


در حالی که من با خانواده همسرم و خودم محترمانه رفتار میکنم؛ کمکشون میکنم، وقت میذارم و بیاحترامی هم نمیکنم، ولی معتقدم دوست داشتن واقعی چیزی نیست که بشه به آدم تحمیلش کرد.


این فقط یک نمونه است. قبلاً هم بارها در کارهای شخصی من دخالت کردن. حتی یک بار جلوی بچههای خواهرم، من و خواهرم سر یک حرف زشت بحثمون شد و مادرم و خواهرم با هم من رو کتک زدن که چرا این حرف رو جلوی بچهها زدم؛ در حالی که خودشون بارها جلوی همون بچهها حرفهای بدتر از اون رو زده بودن.


حس میکنم چون خواهرم از من بزرگتره، فکر میکنه حق داره درباره همه چیزم نظر بده و مادرم هم معمولاً طرف اون رو میگیره.


واقعاً خسته شدم. دوست دارم بدونم از نظر شما این رفتارها طبیعی محسوب میشه؟ اگر جای من بودید، برای اینکه هم مرزهای شخصیتون حفظ بشه و هم تنش کمتر بشه، چه کار میکردید؟خستم ازشون مهرشون از دلم بریده..فعلا هم عقدم خونه خودمون نرفتیم وقتی خواهرم میاد بابام میگه مهمونه و من باید مثل کلفت باشم..زیر لب فحشش میدم.جاشو جمعع نمیکنه غذای صبحونه بچه هاشو نمیشوره وقتی میخواد بره میگه پاشو یه چیزی بپز برای مامان بابا....خودشیرین:)

بچه ها شاید قضاوت کنید ولی اینروزا از ته دل حتی اگه خبر مرگ تک تکشونو بدن حسی ندارم...انقدر که ظلم بهم شده..

لایک نکنید لطفا/به هیچ عنوان درخواست دوستی قبول نمیشه/تا ابد پایبند همسرم❤️

راستش از چیزی که نوشتی، به نظرم قضیه فقط اختلافنظر نیست. اینکه سالها مدام باهات مقایسه بشی، خواهرت همیشه حق داشته باشه، هر وقت مرز گذاشتی ناراحت بشن، حتی کار به کتک کشیده باشه، طبیعیه که یه جایی آدم از نظر عاطفی خسته بشه. خیلی وقتها وقتی میگیم «دیگه هیچ حسی ندارم»، به خاطر اینه که اونقدر آسیب دیدیم که ذهنمون برای محافظت از خودش بیحس شده.

به نظرم تو لازم نیست کسی رو به زور دوست داشته باشی، چه خانواده همسرت، چه خانواده خودت. احترام با دوست داشتن فرق داره. تا وقتی احترام متقابل هست، کسی حق نداره احساساتت رو دیکته کنه.

در مورد خواهرت هم سن بیشتر، مجوز دخالت یا تحقیر کردن نیست. اینکه خودش مسئولیت کارهاش رو انجام نده ولی از تو انتظار خدمت داشته باشن، واقعاً منصفانه نیست.

اگر جای تو بودم، دیگه وارد بحثهای بینتیجه نمیشدم. هر بار که بخوای ثابت کنی حق با توئه، احتمالاً فقط انرژی خودت هدر میره. بعد از اینکه رفتی خونه خودت، رابطهات رو در حدی نگه دار که آرامشت حفظ بشه. گاهی فاصله گرفتن از آدمهایی که مدام آزارت میدن، بیاحترامی نیست؛ مراقبت از خودته.

فقط سعی کن از روی خشم تصمیم نگیری. الان زخمت عمیقه و حق داری ناراحت باشی، ولی امیدوارم وقتی مستقل شدی، بتونی زندگی خودت رو بدون این همه فشار بسازی و دیگه اجازه ندی کسی ارزش و آرامشت رو ازت بگیره.

کاربر آقا هستم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز