من باردارم دیشب از مهمونی برمیگشتیم خونه ی دوستامون
من جلوی اونا حجاب ندارم نه اینکه لباس بد بپوشم نه ولی روسری و اینا نمیپوشم خودشم اوکی
این سری من همون چیزیو که همیشه میپوشم پوشیدم یه شومیزساده که یکوچولو بدن نما بود خیلیی کم
از شانس من برادر دوستشم اونجا بود و شوهرم ازش خوشش نمیاد اصلا
اومدیم توی ماشین شروع کرد داد و بیداد که تو رعایت نمیکنی و چرا منو کوچیک میکنی جلوی اونا و منم گفتم تو مریضی خودت اینجوری فکر میکنی بقیه مثل تو نیستن
یدونه زد توی گوشم 😭😭 دیگه دوسش ندارم این دومین بارههه
دیشبم هی اومد معذرت خواهی و گریه ولی من میخام به خانوادش بگم اونا خیلی پشت منن
دیگه انگار دوسش ندارم کاش باردار نبودم😭
اینقدر حالم بده من همیشه زود بیار میشم تا الان خوابیدم